جعفر شهرى باف

28

طهران قديم ( فارسى )

دست بهم شدن و ريخت پيدا كردن روى آتش ملايم به حال خود گذارند . كركره كردن : ماش يا هر حبوب ديگرى را كه در زير دسته هاون و چيزى مثل آن ماليده بخواهند از پوست درآورده يا لپه بكنند . باركردن : گوشت و هر چيز ديگرى را كه در ظرف ريخته براى پختن روى آتش قرار دهند . دم‌دادن : به حال دم كشيدن گذاشتن برنج يا هر پختنى ديگر . برگرداندن : پشت و رو كردن شامى و كوكو و هرچه مثل آن و همچنين برنج و هر چيز ديگرى را كه بخواهند در ظرف خود برگردانند . شيره كشيدن : كوبيدن چيزى مثل بادام و مغز هل و ريختن آن در پارچه و ماليدنش در آب . شيرين كردن : هويج و هرچه را كه در آب و شكر بپزند .